۱۳۹۴ مرداد ۳۱, شنبه

۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

و حالا مشخصات دختران خوب


يه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه


یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه

یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه

یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه

یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه

یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه

یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه

یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه

دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)

یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه

یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند




ویژگی دختران ایرانی


1- شماره یک را بی خیال


2- همشون میگن به هیچ پسری اطمینان ندارن اما با 10.000 تا پسر دوستن.

3- همشون قبل از اینکه باهات دوست بشن BF (دوست پسر ) نداشتن هیچ وقت.

4- BF شون مال خودشونه اما خودشون مال همه هستن.

5- همشون از دم خالی بندن.

6- هیچ وقت روز تولدت یادشون نیست.

7- خیلی اتفاقی وقتی باهاشون دوست میشی 4 روز بعدش تولدشونه.

8- همیشه کیف پولشون رو تو خونه جا گذاشتن.

9- همیشه فوق تخصص آرایش زننده دارن از این آرایشایی که وقتی می بینی حالت به هم میخوره.

10- همیشه 3 یا 4 تا خواستگار دکتر و مهندس دارن.

11- همه ی پسرای دنیا رو نگاه می کنن اما نباید BF شون حتی یک دختر غریبه رو هم ببینه.

12- همشون از دم مریم مقدسن .

فرق دخترها و پسرها براي کشيدن پول از عابر بانک



پسرها



با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک

کارت رو داخل دستگاه ميذارن

کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن

پول و کارت رو ميگيرن و ميرن



دخترها



با ماشين ميرن دم بانک

در آينه آرايششون رو چک ميکنن

به خودشون عطر ميزنن

احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن

در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن

در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن

بلاخره ماشين رو پارک ميکنن

توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن

کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه

کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون

دنبال کارت عابربانکشون ميگردن

کارت رو وارد دستگاه ميکنن

توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن

کد رمز رو وارد ميکنن

۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن

کنسل ميکنن

دوباره کد رمز رو ميزنن

کنسل ميکنن

دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه

مبلغ درخواستی رو ميزنن

دستگاه ارور (خطا) ميده

مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن

دستگاه ارور (خطا) ميده

بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن

انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن

پول رو ميگيرن

برميگردن به ماشين

آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن

توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن

استارت ميزنن

پنجاه متر ميرن جلو

ماشين رو نگه ميدارن

دوباره برميگردن جلوی بانک

از ماشين پياده ميشن

کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم

سوار ماشين ميشن

کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده

آرايششون رو توی آينه چک ميکنن

احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن

مندازن توی خيابون اشتباه

برميگردن

ميندازن توی خيابون درست

پنج کيلومتر ميرن جلو

ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره..








جالبه - همه با هم خال دخترا رو بگیریم

وقتي يک دختر حرفي نميزند ميليونها فکر در سرش مي گذرد،




وقتي يک دختر بحث نميکند عميقا مشغول فکر کردن است،



وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود،



وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد،



وقتي يک دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي،



وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي،



وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند توجه تو را طلب مي کند،



وقتي يک دختر هر روز براي تو sms مي فرستد يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي،



وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم يعني واقعا دوستت دارد،



وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تو نميتواند زندگي کند، يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي،



وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست،..



حالا،



وقتي يک پسر حرفي نمي زند حرفي براي گفتن ندارد،



وقتي يک پسر بحث نميکند حال و حوصله بحث کردن ندارد،



وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند يعني واقعا گيج شده است،



وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم. يعني واقعا حالش خوبه،



وقتي يک پسر به تو خيره مي شود، دو حالت داره، يا شگفت زده است يا عصباني



وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره. آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي،



وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند، او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند،



وقتي يک پسر هر روز براي تو smsميفرستد، بدان که براي همه "forward" کرده،



وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود] ،



وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه


حال گرفتن دختر ایرانی



روشهاي تشخيص دختر ايراني !:



- هرگز بيني هايشان عمل كرده نيست .



- موهايشان خدادادي طلائي است و مادر زادي مش داره .



- وقتي از كنار هم رد ميشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمي كنند.



- تمام زيور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است.



- تا قبل از ازدواج هر گز ابروهايشان را بر نمي دارند.



- بدون اجازه خانواده شان هيچ جا نميرن .



- وقتي باهاشون دوست شدي هفته دوم بايد بري خواستگاري .



- هميشه سر بي زير هستن و به هيچ غريبه اي نگاه نمي كنند.


شرط بندی یک زن با مدیر عامل بانک


یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد.




پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است .



زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید !



مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد .



روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .

پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .

مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .

وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .

پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !